اصطلاحات ریزه میزه انگلیسی
A piece of cake
معادل فارسی: مثل آب خوردن
- I really prepared for that exam. It should be a piece of cake.
- من واقعاً خودم را برای امتحان آماده کرده ام. باید مثل آب خوردن باشد.
-------------------------------------------------------------
Jump out of the frying pan and into the fire
معادل فارسی: از چاله درآمدن و در چاه افتادن
- I know that you thought this part of the program was difficult, but wait until you sea the next part. You're jumping out of the frying pan and into the fire.
- من می دانم که شما فکر می کنید این بخش از برنامه مشکل بود، اما صبر کنید تا بخش بعدی را ببینید. شما دارید از چاله در می آیید و در چاه می افتید.
-------------------------------------------------------------
Lose one's head
معنی: دستپاچه شدن
- When Mel saw a dog in the street right in front of his car, he lost his head and drove into a tree.
- وقـتی مل سگی را در خیابان درست در مقابـل ماشینش دید، دستپاچه شد و بـه یک درخت زد.
-------------------------------------------------------------
Under the weather
معنی: ناخوش، بدحال
- I stayed home from work because I was feeling under the weather.
- من سر کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.
- When you catch cold, you feel under the weather.
- وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
-------------------------------------------------------------
به وبلاگ آموزش زبان خوش آمديد. هدف ما کمک به شما براي آموزش و یادگیری هرچه بهتر زبان انگليسي است. در اين وبلاگ ميتوانيد علاوه بر مقالات، منابع و مطالب آموزشي، از تازهترين خبرهاي مربوط به زبان انگليسي نيز مطلع شويد.